من به همراه دوست فرهیخته و بزرگوارم جناب آقای
اسدالله امرایی به طور مشترک گفتگویی انجام داده ایم با خانم
آرونداتی روی .
خانم
روی نویسنده رمان
خدای چیزهای کوچک و برنده جایزه ادبی
بوکر در سال ۱۹۹۷هستند. این گفتگوی اختصاصی با استفاده از تلفن و در مدت زمان تقریبی ۹۰ دقیقه به انجام رسیده است .
امیدوارم که این گفتگو بدون هیچ مشکلی تا یکی دو هفته آینده آماده چاپ شود .

سلام پیمان:) خوبی؟ کلی ذوق میکنم میبینم انقدر فعالیتهای مفید انجام میدی کلی دلم غنج میره و کلی برات خوشحال میشم:)دست مریزاد;)
این آسهایی که رو می کنی انگار تمام شدنی نیستند استاد :) خوبی که ؟
پیمان عزیز
این خانم نویسنده را نمیشاسم..
ولی ایشان بهانه ای شدند که حالی از تو بپرسم
و ضمنا پیش تو احساس شرمندگی میکنم
که در تمام این مدت بیش از یک سال است که تو مرادر اینجا میبنی از خودم نام و نشانی برایت نگذاشتم .
و خو.شحالم که تو هم با اقائی فوقالعاده ات هرگز از من دراین باره سوالی نکردی
ولی قول میدهم در قرصتی مناصب همه چیز را در باره خودم و کارهایم به تو بگویم فعلا روی پروژهای کار میکنم منتطر اتمام ان هستم
حتما وفتی تمام شد خبرت میکنم.
سلام پیمان خیلی خوشحال می شم اگه بدونم از همشهریامه ؟ یا که نه پاکستانیه ؟ می دونی کلی خندم گرفت فقط نمی دونم برای چی ... خدا احتمالن اون نود دقیقه به داد تو و اسدالله امرائی رسیده که گزارشش تا دو هفته دیگه آماده است ...
سلام آقای اسماعیلی عزیز از لطف شما متشکرم.وبلاگ قشنگی دارید.موفق باشید.
پیمان جان!
کجا قرار دربیاد این مصاحبه؟
مصاحبه رو قراره تو شرق چاپ کنیم.
سلام پیمان ممکنه انتقاد من زیاد خوشحالت نکنه چیز خاصی نیستا ولی اگر احتمال میدی که ممکنه ناراحت شی بگو که ننویسم چون ،تو دیگه نمیخوام باهام قهر کنی...
سلام پیمان. داستانت را در قابیل خواندم. واقعا قشنگ بود. تبریک.
پیمان من اکثرا مصاحبه ها و مقاله هات رو تو شرق می خونم ..... اون مقاله دو قسمتی در مورد استر رو هیچوقت یادم نمیره .... به نظرم جز بهترین مقالاتی بود که تو عمرم خونده بودم
سلام :
من امروز با وب شما آشنا شدم از ش خیلی استفاده کردم .
به من هم سربزنید. نازنین
شاید از همون اول بیرون اومدن از فضای زرد آبی و ورود به فضای خاکستری و سرد آداجیو تلنگر کوچکی به هممون زد که البته هیچ کدوممون جدی نگرفتیمش و به حساب سلیقه و طراحی قالب صاحب وبلاگ گذاشتیم اما بعد این رنگ خاکستری بیشتر خودشو نشون داد و گفت باید اونو جدی تر بگیریم...نویسنده با نقل مکان از آبی با پیمان اسماعیلی فاصله میگیره و تبدیل میشه به یه آدم ناشناس شاید یکی مثل یه منتقد فیلم و کتاب تو یه مجله ی تخصصی . نوشته های خشک و رسمی مثل یه کتاب علمی. آره نویسنده ی آداجیو پیمان اسماعیلی نیست بلکه یه منتقده که ارتباط برقرار کردن با اون سخته و احتمالا احساسات اندکی از آدما که به عنوان خواننده ی یک وبلاگ به آداجیو میرن رو ارضا خواهد کرد...و اون چیزی که از یک نویسنده در یک وبلاگ انتظار میره اصلا تو آداجیو به چشم نمیخوره. آداجیو یه وبلاگ معمولی نیست و کاملا تخصصیه اما همه باید این و بدونیم اون قبل از اینکه یه محیط تخصصی باشه یه وبلاگه. جایی که آبی واقعا بود و به نظر من خیلی موفق تر از آداجیو. اما آداجیو بیشتر شبیه صفحه ای از یه مجله ست یا صفحه ای از یه روزنامه با عنوان نقد و بررسی.
رتبه.......... فررو ش رفته دریکروز
1………………………..X
10……………………..100
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,30
1000……………………10
1…………………..2[11 COPIESIin 5 days]
100,000…………………..1 coy a day
1.000,000………………..15 copies total sold!!!